رهبری تحولگرا بهعنوان یکی از رویکردهای نوین رهبری، نقش بسزایی در ارتقای نگرشها، نگرشهای شغلی و انگیزش کارکنان، بهویژه معلمان در مدارس، ایفا میکند. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر رهبری تحولگرا بر انگیزه معلمان در مدارس و تبیین ابعاد اثرگذار آن است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی است که با رویکرد کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان مدارس بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد رهبری تحولگرا و پرسشنامه انگیزش معلمان استفاده گردید که روایی صوری و محتوایی آنها توسط خبرگان تأیید و پایایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. تجزیهوتحلیل دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری انجام گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که بین رهبری تحولگرا و انگیزه معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و ابعاد رهبری تحولگرا شامل نفوذ آرمانی، انگیزش الهامبخش، تحریک ذهنی و ملاحظات فردی تأثیر معناداری بر افزایش انگیزه شغلی معلمان دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بهکارگیری سبک رهبری تحولگرا توسط مدیران مدارس میتواند زمینهساز افزایش انگیزش، تعهد شغلی و بهبود عملکرد آموزشی معلمان شود. بر این اساس، پیشنهاد میشود مدیران آموزشی با تقویت شایستگیهای رهبری تحولگرا، شرایط لازم برای ارتقای انگیزه و اثربخشی معلمان را فراهم آورند.
رهبری اخلاقی بهعنوان یکی از مؤلفههای اساسی رهبری اثربخش در سازمانهای آموزشی، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری عدالت سازمانی و ارتقای اعتماد و رضایت شغلی کارکنان ایفا میکند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش رهبری اخلاقی در ایجاد و تقویت عدالت سازمانی در نظام آموزش و پرورش است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده که با رویکرد کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان و معلمان شاغل در آموزش و پرورش بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد رهبری اخلاقی و پرسشنامه عدالت سازمانی در ابعاد عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی بود که روایی صوری و محتوایی آنها توسط خبرگان تأیید و پایایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادههای جمعآوریشده با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که بین رهبری اخلاقی و عدالت سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و رهبری اخلاقی تأثیر معناداری بر هر سه بعد عدالت سازمانی دارد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مدیران آموزشی با پایبندی به اصول اخلاقی، انصاف، شفافیت و پاسخگویی میتوانند ادراک عدالت سازمانی را در میان معلمان و کارکنان تقویت کرده و زمینهساز افزایش اعتماد، تعهد سازمانی و بهبود عملکرد آموزشی شوند. بر این اساس، توجه به توسعه رهبری اخلاقی در آموزش و پرورش بهعنوان راهبردی کلیدی برای تحقق عدالت سازمانی و ارتقای کیفیت نظام آموزشی پیشنهاد میشود.
واژگان کلیدی: رهبری اخلاقی، عدالت سازمانی، آموزش و پرورش، مدیران آموزشی، اخلاق سازمانی
فرهنگ سازمانی حمایتی بهعنوان یکی از ابعاد مهم فرهنگ سازمانی، نقش تعیینکنندهای در ارتقای نگرشها و رضایت شغلی کارکنان، بهویژه معلمان در محیطهای آموزشی ایفا میکند. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی حمایتی بر رضایت شغلی معلمان و تبیین میزان اثرگذاری آن در مدارس است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان شاغل در مدارس بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی حمایتی و پرسشنامه رضایت شغلی معلمان بود که روایی صوری و محتوایی آنها توسط خبرگان تأیید و پایایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش گردید. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که فرهنگ سازمانی حمایتی تأثیر مثبت و معناداری بر رضایت شغلی معلمان دارد و مؤلفههایی همچون حمایت مدیران، مشارکت در تصمیمگیری، روابط انسانی مثبت و احساس امنیت شغلی نقش معناداری در افزایش رضایت شغلی ایفا میکنند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تقویت فرهنگ سازمانی حمایتی در مدارس میتواند موجب افزایش رضایت شغلی، تعهد سازمانی و انگیزش معلمان شده و در نهایت به بهبود کیفیت آموزش و اثربخشی مدارس منجر شود. بر این اساس، توجه مدیران آموزشی به توسعه فرهنگ سازمانی حمایتی بهعنوان راهبردی مؤثر در ارتقای سرمایه انسانی نظام آموزش و پرورش ضروری است.
واژگان کلیدی: فرهنگ سازمانی حمایتی، رضایت شغلی، معلمان، مدارس، آموزش و پرورش
فرهنگ سازمانی بهعنوان یکی از عوامل بنیادین در شکلدهی به رفتارها، نگرشها و عملکرد اعضای سازمانهای آموزشی، نقش مهمی در بهبود کیفیت فرایند آموزش و ارتقای نتایج یادگیری دانشآموزان ایفا میکند. مدارس بهعنوان سازمانهای یادگیرنده، تحت تأثیر ارزشها، باورها و هنجارهای مشترکی قرار دارند که میتواند بهصورت مستقیم و غیرمستقیم بر اثربخشی آموزشی و پیامدهای یادگیری دانشآموزان اثرگذار باشد. هدف پژوهش حاضر تحلیل فرهنگ سازمانی مدارس و بررسی تأثیر آن بر نتایج یادگیری دانشآموزان است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان و دانشآموزان مدارس بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی و ابزار سنجش نتایج یادگیری دانشآموزان در ابعاد شناختی، عاطفی و مهارتی بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادههای پژوهش با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که بین فرهنگ سازمانی و نتایج یادگیری دانشآموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و مؤلفههایی نظیر فرهنگ مشارکتی، فرهنگ حمایتی، فرهنگ نوآورانه و فرهنگ یادگیرنده بیشترین تأثیر را بر بهبود نتایج یادگیری دانشآموزان دارند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که تقویت فرهنگ سازمانی اثربخش در مدارس میتواند موجب بهبود تعاملات آموزشی، افزایش انگیزش یادگیری و ارتقای عملکرد تحصیلی دانشآموزان شود. بر این اساس، توجه مدیران آموزشی به توسعه فرهنگ سازمانی مثبت و یادگیرنده بهعنوان راهبردی کلیدی برای ارتقای کیفیت آموزشی مدارس ضروری به نظر میرسد.
واژگان کلیدی: فرهنگ سازمانی، نتایج یادگیری، دانشآموزان، مدارس، اثربخشی آموزشی
سبکهای رهبری مدیران مدارس نقش تعیینکنندهای در شکلگیری، تقویت و جهتدهی فرهنگ سازمانی ایفا میکنند و میتوانند بر نگرشها، رفتارها و عملکرد اعضای مدرسه تأثیرگذار باشند. فرهنگ سازمانی مطلوب در مدارس زمینهساز بهبود تعاملات انسانی، افزایش تعهد معلمان و ارتقای کیفیت فرایندهای آموزشی است. هدف پژوهش حاضر بررسی سبکهای رهبری مدیران مدارس و تحلیل تأثیر آنها بر فرهنگ سازمانی در محیطهای آموزشی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و معلمان مدارس آموزش و پرورش بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد سبکهای رهبری (تحولگرا، تعاملی و آمرانه) و پرسشنامه فرهنگ سازمانی در ابعاد مشارکتی، حمایتی، نوآورانه و بوروکراتیک بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادههای جمعآوریشده با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که بین سبکهای رهبری و فرهنگ سازمانی رابطه معناداری وجود دارد؛ بهگونهای که سبک رهبری تحولگرا بیشترین تأثیر مثبت را بر شکلگیری فرهنگ سازمانی مشارکتی، حمایتی و نوآورانه داشته، در حالی که سبک رهبری آمرانه با تضعیف ابعاد مثبت فرهنگ سازمانی همراه بوده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بهکارگیری سبکهای رهبری اثربخش، بهویژه رهبری تحولگرا، میتواند به بهبود فرهنگ سازمانی مدارس، افزایش انگیزش و تعهد معلمان و ارتقای اثربخشی آموزشی منجر شود. بر این اساس، توسعه شایستگیهای رهبری مدیران مدارس بهعنوان راهبردی کلیدی در بهبود فرهنگ سازمانی توصیه میشود.
واژگان کلیدی: سبکهای رهبری، فرهنگ سازمانی، مدیران مدارس، معلمان، آموزش و پرورش
رهبری مشارکتی بهعنوان یکی از رویکردهای نوین رهبری در سازمانهای آموزشی، بر مشارکت فعال معلمان در فرایند تصمیمگیری و حل مسائل تأکید دارد و میتواند نقش مؤثری در ارتقای عملکرد تیمی در مدارس ایفا کند. در محیطهای آموزشی پیچیده و پویا، عملکرد تیمی اثربخش معلمان نقش اساسی در بهبود کیفیت آموزش و یادگیری دانشآموزان دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر رهبری مشارکتی بر عملکرد تیمی معلمان در مدارس است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد رهبری مشارکتی و پرسشنامه عملکرد تیمی معلمان در ابعاد همکاری، هماهنگی، اعتماد متقابل و تحقق اهداف تیمی بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادههای جمعآوریشده با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرمافزارهای آماری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که بین رهبری مشارکتی و عملکرد تیمی معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و مؤلفههایی نظیر مشارکت در تصمیمگیری، ارتباطات اثربخش، احترام متقابل و تفویض اختیار تأثیر معناداری بر بهبود عملکرد تیمی معلمان دارند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که بهکارگیری سبک رهبری مشارکتی توسط مدیران مدارس میتواند موجب افزایش انسجام تیمی، ارتقای کیفیت همکاری حرفهای و بهبود عملکرد آموزشی معلمان شود. بر این اساس، توسعه و تقویت رهبری مشارکتی در مدارس بهعنوان راهبردی مؤثر در ارتقای عملکرد تیمی و اثربخشی نظام آموزشی پیشنهاد میگردد.
واژگان کلیدی: رهبری مشارکتی، عملکرد تیمی، معلمان، مدارس، آموزش و پرورش
رهبری توزیعشده بهعنوان یکی از رویکردهای نوین رهبری در سازمانهای آموزشی، بر توزیع مسئولیتها، مشارکت جمعی و بهرهگیری از توانمندیهای حرفهای معلمان تأکید دارد و میتواند نقش مؤثری در تقویت حس تعلق و پیوند عاطفی معلمان با مدرسه ایفا کند. ایجاد حس تعلق در معلمان یکی از عوامل کلیدی در افزایش تعهد سازمانی، رضایت شغلی و بهبود عملکرد حرفهای آنان بهشمار میرود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش رهبری توزیعشده در ایجاد حس تعلق در میان معلمان مدارس است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد رهبری توزیعشده و پرسشنامه حس تعلق معلمان در ابعاد عاطفی، شناختی و رفتاری بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادههای جمعآوریشده با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرمافزارهای آماری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که بین رهبری توزیعشده و حس تعلق معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و مؤلفههایی نظیر مشارکت در تصمیمگیری، اعتماد متقابل، توانمندسازی حرفهای و همکاری جمعی تأثیر معناداری بر تقویت حس تعلق معلمان دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بهکارگیری رویکرد رهبری توزیعشده در مدارس میتواند موجب افزایش احساس ارزشمندی، تعلق سازمانی و تعهد حرفهای معلمان گردد و در نهایت به بهبود کیفیت آموزش و پایداری نیروی انسانی منجر شود. بر این اساس، توسعه رهبری توزیعشده بهعنوان راهبردی مؤثر برای ارتقای سرمایه اجتماعی و انسانی در نظام آموزش و پرورش پیشنهاد میشود.
واژگان کلیدی: رهبری توزیعشده، حس تعلق، معلمان، مدارس، آموزش و پرورش
فرهنگ سازمانی بهعنوان مجموعهای از ارزشها، باورها و هنجارهای مشترک در سازمانهای آموزشی، نقش مهمی در شکلدهی به نگرشها و رفتارهای حرفهای معلمان ایفا میکند. یکی از پیامدهای مهم فرهنگ سازمانی اثربخش، بروز رفتارهای شهروندی سازمانی است که فراتر از وظایف رسمی تعریف شده و به بهبود عملکرد و اثربخشی مدارس کمک میکند. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه فرهنگ سازمانی با رفتارهای شهروندی سازمانی معلمان در مدارس است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی و پرسشنامه رفتارهای شهروندی سازمانی معلمان در ابعاد نوعدوستی، وجدان کاری، جوانمردی، نزاکت و فضیلت مدنی بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادههای پژوهش با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرمافزارهای آماری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که بین فرهنگ سازمانی و رفتارهای شهروندی سازمانی معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و مؤلفههایی نظیر فرهنگ مشارکتی، حمایتی و اعتمادمحور بیشترین تأثیر را بر تقویت رفتارهای شهروندی سازمانی دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تقویت فرهنگ سازمانی مثبت در مدارس میتواند زمینهساز افزایش رفتارهای داوطلبانه، همکاری حرفهای و مسئولیتپذیری اجتماعی معلمان شود و در نهایت به بهبود اثربخشی آموزشی و ارتقای عملکرد مدارس منجر گردد. بر این اساس، توجه مدیران آموزشی به توسعه فرهنگ سازمانی مناسب بهعنوان راهبردی کلیدی برای ارتقای رفتارهای شهروندی سازمانی معلمان ضروری به نظر میرسد.
واژگان کلیدی: فرهنگ سازمانی، رفتارهای شهروندی سازمانی، معلمان، مدارس، آموزش و پرورش
فرهنگ سازمانی بهعنوان بستر اصلی شکلگیری نگرشها و رفتارهای حرفهای در مدارس، نقش مهمی در تقویت یا تضعیف خلاقیت معلمان در فرآیند تدریس ایفا میکند. در محیطهای آموزشی پویا، خلاقیت معلمان یکی از عوامل کلیدی در بهبود کیفیت تدریس، افزایش انگیزش یادگیری دانشآموزان و تحقق اهداف آموزشی نوین بهشمار میرود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر خلاقیت معلمان در فرآیند تدریس است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی و پرسشنامه خلاقیت معلمان در تدریس در ابعاد نوآوری آموزشی، انعطافپذیری روشهای تدریس، حل مسئله و استفاده خلاقانه از منابع آموزشی بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادههای جمعآوریشده با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرمافزارهای آماری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که بین فرهنگ سازمانی و خلاقیت معلمان در فرآیند تدریس رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و مؤلفههایی نظیر فرهنگ حمایتی، فرهنگ نوآورانه، مشارکت در تصمیمگیری و آزادی عمل حرفهای تأثیر معناداری بر افزایش خلاقیت معلمان دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تقویت فرهنگ سازمانی مثبت و نوآورانه در مدارس میتواند زمینهساز رشد خلاقیت تدریس، ارتقای کیفیت یاددهی–یادگیری و افزایش اثربخشی آموزشی گردد. بر این اساس، توجه مدیران آموزشی به توسعه فرهنگ سازمانی حامی خلاقیت بهعنوان راهبردی اساسی در بهبود عملکرد آموزشی مدارس ضروری است.
واژگان کلیدی: فرهنگ سازمانی، خلاقیت معلمان، فرآیند تدریس، مدارس، آموزش و پرورش
تغییر فرهنگ سازمانی در مدارس بهعنوان فرایندی پیچیده و حساس، نقش مهمی در بهبود عملکرد آموزشی، ارتقای انگیزه معلمان و افزایش اثربخشی مدارس ایفا میکند. با این حال، تغییر فرهنگ سازمانی با چالشهای متعددی مواجه است که میتواند اجرای سیاستهای آموزشی و توسعه سازمانی را دشوار سازد. هدف پژوهش حاضر شناسایی چالشهای اصلی تغییر فرهنگ سازمانی در مدارس و ارائه راهکارهای عملی برای مدیریت مؤثر این تغییرات است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی بوده و با رویکرد ترکیبی کمی–کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، معاونان و معلمان مدارس بود که نمونهای از آنان با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه بود که روایی آنها توسط خبرگان تأیید و پایایی ابزارهای کمی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شد. دادههای پژوهش با بهرهگیری از آمار توصیفی و تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که از مهمترین چالشهای تغییر فرهنگ سازمانی در مدارس میتوان به مقاومت معلمان و کارکنان، کمبود منابع آموزشی و انسانی، نبود حمایتهای مدیریتی و ضعف در نظام انگیزشی اشاره کرد. همچنین، یافتهها حاکی از آن است که راهکارهایی نظیر افزایش مشارکت معلمان در تصمیمگیری، تقویت حمایت مدیریتی، ارائه آموزشهای مهارتی و فرهنگی، ایجاد نظام انگیزشی و بهبود ارتباطات سازمانی میتواند روند تغییر فرهنگ سازمانی را تسهیل کند. نتایج پژوهش نشان میدهد که توجه به مدیریت تغییر فرهنگ سازمانی و بهکارگیری راهکارهای مناسب میتواند موجب افزایش رضایت شغلی، تعهد سازمانی و بهبود کیفیت آموزشی مدارس شود.
واژگان کلیدی: فرهنگ سازمانی، تغییر سازمانی، مدارس، چالشها، مدیریت تغییر
عملکرد معلمان بهعنوان یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر فرآیند یاددهی–یادگیری، نقش کلیدی در پیشرفت تحصیلی دانشآموزان دارد. کیفیت عملکرد معلمان، شامل مهارتهای تدریس، مدیریت کلاس، تعامل با دانشآموزان و استفاده از روشهای نوین آموزشی، میتواند تأثیر مستقیم بر موفقیت تحصیلی و انگیزش یادگیری دانشآموزان داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عملکرد معلمان بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان و شناسایی ابعاد مؤثر آن است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان و دانشآموزان مدارس بود و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه عملکرد معلمان در ابعاد تدریس، مدیریت کلاس، انگیزش و تعامل با دانشآموزان و نتایج تحصیلی دانشآموزان بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادههای جمعآوریشده با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که عملکرد معلمان تأثیر مثبت و معناداری بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان دارد و مؤلفههایی مانند کیفیت تدریس، مدیریت اثربخش کلاس و انگیزش دانشآموزان بیشترین نقش را در افزایش موفقیت تحصیلی ایفا میکنند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ارتقای مهارتها و شایستگیهای حرفهای معلمان میتواند زمینهساز بهبود یادگیری، افزایش انگیزش تحصیلی و ارتقای عملکرد تحصیلی دانشآموزان شود. بر این اساس، توجه مدیران آموزشی و برنامهریزان مدرسه به توسعه و حمایت از عملکرد حرفهای معلمان بهعنوان راهبردی مؤثر برای ارتقای کیفیت آموزش ضروری است.
عملکرد معلمان بهعنوان محور اصلی کیفیت آموزش و یادگیری در مدارس، تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد که شناسایی و تحلیل آنها میتواند زمینهساز ارتقای اثربخشی آموزشی شود. عوامل فردی، سازمانی، فرهنگی و محیطی نقش تعیینکنندهای در کیفیت تدریس، مدیریت کلاس و تعامل معلمان با دانشآموزان دارند. هدف پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر عملکرد معلمان در محیطهای آموزشی و شناسایی مهمترین پیشبینیکنندههای عملکرد است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بود و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد عملکرد معلمان و عوامل مؤثر بر آن، در ابعاد فردی، سازمانی، انگیزشی و محیطی بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که عوامل انگیزشی، مهارتهای حرفهای، حمایت مدیریتی و شرایط محیطی نقش معناداری در عملکرد معلمان دارند و ترکیب این عوامل بیشترین پیشبینیکننده عملکرد بهشمار میرود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بهکارگیری راهبردهای توسعه حرفهای، تقویت انگیزه و فراهم کردن محیط آموزشی حمایتکننده میتواند موجب ارتقای عملکرد معلمان و بهبود کیفیت یاددهی–یادگیری گردد. بر این اساس، توجه مدیران و برنامهریزان آموزشی به شناسایی و مدیریت مؤثر عوامل تأثیرگذار بر عملکرد معلمان بهعنوان راهبردی کلیدی در بهبود نظام آموزشی ضروری است.
عملکرد معلمان بهعنوان عامل کلیدی در کیفیت فرایند یاددهی–یادگیری، نقش مهمی در رضایت دانشآموزان از تجربه آموزشی دارد. کیفیت تدریس، مدیریت کلاس، تعاملات حرفهای و توانایی معلمان در انگیزش دانشآموزان میتواند تأثیر مستقیمی بر میزان رضایت آنها از فرایند یادگیری داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین عملکرد معلمان و رضایت دانشآموزان از فرایند یادگیری و شناسایی مؤلفههای تأثیرگذار بر این رابطه است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان و دانشآموزان مدارس آموزش و پرورش بود و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد عملکرد معلمان و پرسشنامه رضایت دانشآموزان در ابعاد تدریس، تعامل معلم–دانشآموز، انگیزش و حمایت آموزشی بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادههای پژوهش با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرمافزارهای آماری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که بین عملکرد معلمان و رضایت دانشآموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و مؤلفههایی مانند کیفیت تدریس، مدیریت اثربخش کلاس و ایجاد انگیزش یادگیری بیشترین تأثیر را بر رضایت دانشآموزان دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ارتقای عملکرد حرفهای معلمان میتواند موجب افزایش رضایت دانشآموزان، بهبود تعاملات یاددهی–یادگیری و ارتقای کیفیت آموزشی مدارس شود. بنابراین، توجه مدیران آموزشی به توسعه مهارتها و شایستگیهای معلمان بهعنوان راهبردی مؤثر در افزایش رضایت دانشآموزان ضروری است.
آموزشهای مستمر و حرفهای معلمان بهعنوان یکی از مؤلفههای اساسی توسعه سرمایه انسانی در مدارس، نقش مهمی در ارتقای عملکرد تدریس، مدیریت کلاس و تعامل معلمان با دانشآموزان ایفا میکند. ارتقای دانش، مهارت و نگرش حرفهای معلمان از طریق آموزشهای مداوم میتواند موجب افزایش کیفیت یاددهی–یادگیری، انگیزش دانشآموزان و اثربخشی آموزشی شود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش آموزشهای مستمر در بهبود عملکرد معلمان و شناسایی مؤلفههای مؤثر این آموزشها است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بود و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد آموزشهای مستمر و پرسشنامه عملکرد معلمان در ابعاد مهارت تدریس، مدیریت کلاس، انگیزش دانشآموزان و تعامل حرفهای بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادههای جمعآوریشده با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرمافزارهای آماری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که آموزشهای مستمر تأثیر مثبت و معناداری بر بهبود عملکرد معلمان دارند و مؤلفههایی مانند بهروزرسانی دانش تخصصی، توسعه مهارتهای عملی، یادگیری روشهای نوین تدریس و تقویت مهارتهای ارتباطی بیشترین نقش را در ارتقای عملکرد ایفا میکنند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سرمایهگذاری در آموزشهای مستمر معلمان میتواند موجب افزایش کیفیت آموزشی، ارتقای انگیزش و رضایت شغلی معلمان و بهبود تجربه یادگیری دانشآموزان شود. بنابراین، برنامهریزی و اجرای آموزشهای حرفهای مستمر بهعنوان راهبردی مؤثر در توسعه عملکرد معلمان و اثربخشی مدارس ضروری است.
واژگان کلیدی: آموزشهای مستمر، عملکرد معلمان، توسعه حرفهای، کیفیت آموزشی، مدارس
همکاری و تعامل بین معلمان بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی محیطهای آموزشی، نقش مؤثری در ارتقای کیفیت فرایند یاددهی–یادگیری و بهبود عملکرد کلی مدارس دارد. تعاملات حرفهای و همکاری گروهی معلمان میتواند موجب تبادل تجربیات، افزایش نوآوری در تدریس، حل مؤثر مسائل آموزشی و ارتقای رضایت شغلی آنان شود، که در نهایت تأثیر مستقیم بر عملکرد کلی مدرسه خواهد داشت. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر همکاری و تعامل بین معلمان بر عملکرد کلی مدرسه و شناسایی مؤلفههای اثرگذار در این رابطه است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان و مدیران مدارس آموزش و پرورش بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد همکاری و تعامل بین معلمان و پرسشنامه ارزیابی عملکرد کلی مدرسه در ابعاد کیفیت تدریس، هماهنگی تیمی، مدیریت منابع و نتایج تحصیلی دانشآموزان بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرمافزارهای آماری تجزیهوتحلیل شد. یافتهها نشان داد که همکاری و تعامل بین معلمان رابطه مثبت و معناداری با عملکرد کلی مدرسه دارد و مؤلفههایی مانند هماهنگی گروهی، مشارکت در تصمیمگیری، حمایت متقابل و تبادل تجربیات، بیشترین تأثیر را بر بهبود عملکرد مدارس دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تقویت همکاری و تعامل حرفهای بین معلمان میتواند موجب ارتقای کیفیت آموزشی، افزایش انگیزش و تعهد معلمان و بهبود نتایج یادگیری دانشآموزان شود. بر این اساس، توسعه فرهنگ همکاری در مدارس بهعنوان راهبردی مؤثر برای بهبود عملکرد کلی مدرسه توصیه میگردد.
رهبری مشارکتی بهعنوان یکی از رویکردهای نوین مدیریت در مدارس، بر مشارکت فعال معلمان در تصمیمگیریها، تعاملات سازمانی و ایجاد محیطی منصفانه تأکید دارد. ادراک معلمان از عدالت سازمانی، شامل عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی، نقش مهمی در رضایت شغلی، انگیزش و تعهد حرفهای آنان ایفا میکند. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر رهبری مشارکتی بر ادراک معلمان از عدالت سازمانی و شناسایی ابعاد اثرگذار این رابطه است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بود و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد رهبری مشارکتی و پرسشنامه ادراک عدالت سازمانی در ابعاد عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرمافزارهای آماری تجزیهوتحلیل گردید. یافتهها نشان داد که رهبری مشارکتی تأثیر مثبت و معناداری بر ادراک معلمان از عدالت سازمانی دارد و مؤلفههایی مانند مشارکت در تصمیمگیری، تفویض اختیار، ارتباطات شفاف و احترام متقابل بیشترین تأثیر را بر ارتقای ادراک عدالت سازمانی دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بهکارگیری سبک رهبری مشارکتی توسط مدیران مدارس میتواند زمینهساز افزایش احساس انصاف، رضایت شغلی و تعهد حرفهای معلمان گردد و در نهایت به بهبود عملکرد آموزشی و پایداری نیروی انسانی منجر شود. بر این اساس، توسعه شایستگیهای رهبری مشارکتی بهعنوان راهبردی مؤثر در ارتقای عدالت سازمانی و کیفیت مدیریت مدارس توصیه میشود.
واژگان کلیدی: رهبری مشارکتی، عدالت سازمانی، معلمان، مدارس، آموزش و پرورش
فرهنگ سازمانی نقش اساسی در شکلدهی به نگرشها، رفتارها و عملکرد حرفهای معلمان دارد و میتواند بهعنوان عامل محرک یا بازدارنده نوآوریهای آموزشی عمل کند. در مدارس، فرهنگ سازمانی مثبت و حمایتکننده، زمینهساز پذیرش روشهای نوین تدریس، خلق ایدههای خلاقانه و ارتقای کیفیت یاددهی–یادگیری میشود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر نوآوریهای آموزشی معلمان و شناسایی ابعاد فرهنگ مؤثر بر خلاقیت و نوآوری در تدریس است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بود و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی و پرسشنامه نوآوریهای آموزشی معلمان در ابعاد نوآوری در روشهای تدریس، طراحی منابع آموزشی، حل مسئله و بهکارگیری فناوریهای نوین بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری تجزیهوتحلیل گردید. یافتهها نشان داد که فرهنگ سازمانی تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوریهای آموزشی معلمان دارد و مؤلفههایی مانند فرهنگ حمایتی، فرهنگ یادگیرنده، مشارکت در تصمیمگیری و آزادی عمل حرفهای بیشترین تأثیر را بر توسعه نوآوریها دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تقویت فرهنگ سازمانی مثبت و نوآورانه در مدارس میتواند موجب افزایش خلاقیت در تدریس، ارتقای کیفیت یاددهی–یادگیری و انگیزش دانشآموزان شود. بر این اساس، توجه مدیران آموزشی به توسعه فرهنگ سازمانی حامی نوآوری بهعنوان راهبردی کلیدی برای بهبود عملکرد آموزشی و تقویت توانمندی حرفهای معلمان توصیه میشود.
واژگان کلیدی: فرهنگ سازمانی، نوآوری آموزشی، معلمان، کیفیت یاددهی–یادگیری، مدارس
فرهنگ سازمانی بهعنوان مجموعهای از ارزشها، باورها و هنجارهای مشترک در مدارس، نقش مهمی در شکلدهی رفتارها و نگرشهای مدیران و معلمان دارد و میتواند رهبری اخلاقی را تقویت کند. رهبری اخلاقی شامل رفتارهایی مانند انصاف، صداقت، شفافیت، مسئولیتپذیری و توجه به حقوق و رفاه ذینفعان است که تأثیر مستقیم بر رضایت شغلی، تعهد سازمانی و کیفیت آموزش دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش فرهنگ سازمانی در تقویت رهبری اخلاقی در مدارس و شناسایی ابعاد مؤثر فرهنگ سازمانی بر توسعه رهبری اخلاقی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و معلمان مدارس آموزش و پرورش بود و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی و پرسشنامه رهبری اخلاقی در ابعاد صداقت، انصاف، مسئولیتپذیری و رفتار اخلاقی مدیران بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری تجزیهوتحلیل گردید. یافتهها نشان داد که فرهنگ سازمانی رابطه مثبت و معناداری با تقویت رهبری اخلاقی در مدارس دارد و مؤلفههایی مانند فرهنگ حمایتی، فرهنگ شفاف، مشارکت در تصمیمگیری و ارزشهای مشترک، بیشترین تأثیر را بر توسعه رفتارهای اخلاقی مدیران و معلمان دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تقویت فرهنگ سازمانی مثبت میتواند موجب افزایش صداقت، عدالت و مسئولیتپذیری در رهبری مدارس شود و در نهایت به بهبود محیط یادگیری، رضایت معلمان و کیفیت آموزش منجر گردد.
واژگان کلیدی: فرهنگ سازمانی، رهبری اخلاقی، مدارس، رفتار اخلاقی، کیفیت آموزش
عدالت سازمانی بهعنوان یکی از مهمترین مؤلفههای روانشناسی سازمانی، نقش کلیدی در شکلدهی نگرشها و رفتارهای کارکنان دارد و میتواند تعهد شغلی معلمان را تحت تأثیر قرار دهد. تعهد شغلی شامل تعلق عاطفی، پذیرش ارزشهای سازمان و تمایل به ادامه همکاری با سازمان است که اثر مستقیم بر کیفیت تدریس، انگیزش حرفهای و عملکرد مدارس دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عدالت سازمانی بر تعهد شغلی معلمان و شناسایی ابعاد عدالت مؤثر بر افزایش تعهد شغلی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بود و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد عدالت سازمانی در ابعاد عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی و پرسشنامه تعهد شغلی معلمان در ابعاد تعهد عاطفی، هنجاری و مستمر بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری تجزیهوتحلیل گردید. یافتهها نشان داد که عدالت سازمانی تأثیر مثبت و معناداری بر تعهد شغلی معلمان دارد و مؤلفههایی مانند شفافیت تصمیمات، انصاف در توزیع منابع و احترام به حقوق کارکنان بیشترین نقش را در تقویت تعهد شغلی ایفا میکنند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که توجه به ارتقای عدالت سازمانی در مدارس میتواند موجب افزایش تعلق سازمانی، رضایت شغلی و پایداری نیروی انسانی شود و در نهایت به بهبود عملکرد آموزشی منجر گردد.
واژگان کلیدی: عدالت سازمانی، تعهد شغلی، معلمان، مدارس، کیفیت آموزش
ادراک معلمان از عدالت سازمانی بهعنوان عاملی کلیدی در شکلدهی رفتارها و نگرشهای حرفهای آنان، نقش مهمی در ارتقای عملکرد فردی و جمعی در مدارس ایفا میکند. عدالت سازمانی شامل عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی است که تأثیر مستقیمی بر انگیزش، تعهد شغلی، رضایت شغلی و بهرهوری معلمان دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی ادراک معلمان از عدالت سازمانی و تحلیل تأثیر آن بر عملکرد آنان در محیطهای آموزشی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد ادراک عدالت سازمانی در ابعاد عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی و پرسشنامه عملکرد معلمان در ابعاد کیفیت تدریس، مدیریت کلاس، تعامل با دانشآموزان و مسئولیتپذیری بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری تجزیهوتحلیل گردید. یافتهها نشان داد که ادراک عدالت سازمانی رابطه مثبت و معناداری با عملکرد معلمان دارد و مؤلفههایی مانند شفافیت تصمیمگیری، انصاف در تخصیص منابع و احترام به حقوق معلمان بیشترین تأثیر را بر ارتقای عملکرد دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که افزایش ادراک عدالت سازمانی میتواند موجب بهبود کیفیت تدریس، ارتقای انگیزش و تعهد معلمان و در نهایت افزایش اثربخشی آموزشی مدارس شود. بنابراین، توسعه سیاستها و راهبردهای مدیریتی مبتنی بر عدالت سازمانی بهعنوان عاملی مؤثر در بهبود عملکرد معلمان و کیفیت آموزش ضروری است.
عدالت توزیعی بهعنوان یکی از ابعاد عدالت سازمانی، به میزان انصاف در تخصیص منابع، فرصتها و پاداشها در سازمان اشاره دارد و نقش مهمی در رضایت شغلی کارکنان، بهویژه معلمان، ایفا میکند. رضایت شغلی معلمان تأثیر مستقیمی بر تعهد، انگیزش حرفهای و کیفیت عملکرد آموزشی آنان دارد و از عوامل کلیدی ارتقای اثربخشی مدارس محسوب میشود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عدالت توزیعی بر رضایت شغلی معلمان و شناسایی مؤلفههای مؤثر در این رابطه است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بود و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد عدالت توزیعی و پرسشنامه رضایت شغلی معلمان در ابعاد رضایت از شرایط کاری، روابط شغلی، فرصتهای پیشرفت و پاداش بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری تجزیهوتحلیل شد. یافتهها نشان داد که عدالت توزیعی رابطه مثبت و معناداری با رضایت شغلی معلمان دارد و مؤلفههایی مانند انصاف در توزیع پاداشها، فرصتهای ارتقای شغلی و تخصیص منابع آموزشی بیشترین تأثیر را بر افزایش رضایت شغلی دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ارتقای عدالت توزیعی در مدارس میتواند موجب افزایش انگیزش و تعهد معلمان، بهبود کیفیت تدریس و ارتقای اثربخشی نظام آموزشی گردد.
واژگان کلیدی: عدالت توزیعی، رضایت شغلی، معلمان، مدارس، کیفیت آموزش
عدالت سازمانی بهعنوان عاملی کلیدی در شکلدهی نگرشها و رفتارهای کارکنان، نقش مهمی در کاهش رفتارهای ناسازگارانه در محیطهای آموزشی دارد. رفتارهای ناسازگارانه معلمان شامل مقاومت در برابر دستورالعملها، عدم همکاری، غیبت، تنشهای میان فردی و کاهش انگیزش کاری است که میتواند بر کیفیت تدریس و اثربخشی مدارس تأثیر منفی بگذارد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین عدالت سازمانی و رفتارهای ناسازگارانه در مدارس و شناسایی ابعاد عدالت مؤثر بر کاهش این رفتارها است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد عدالت سازمانی در ابعاد توزیعی، رویهای و تعاملی و پرسشنامه رفتارهای ناسازگارانه معلمان بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری تجزیهوتحلیل شد. یافتهها نشان داد که عدالت سازمانی رابطه منفی و معناداری با رفتارهای ناسازگارانه معلمان دارد و مؤلفههایی مانند شفافیت تصمیمگیری، انصاف در توزیع منابع و رعایت حقوق کارکنان بیشترین تأثیر را در کاهش این رفتارها دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ارتقای عدالت سازمانی در مدارس میتواند موجب کاهش مقاومت و رفتارهای ناسازگارانه، افزایش همکاری و تعامل حرفهای معلمان و بهبود کیفیت آموزش شود. بنابراین، توسعه سیاستها و راهبردهای مدیریتی مبتنی بر عدالت سازمانی بهعنوان عاملی مؤثر در کاهش رفتارهای ناسازگارانه و ارتقای عملکرد مدارس ضروری است.
واژگان کلیدی: عدالت سازمانی، رفتارهای ناسازگارانه، معلمان، مدارس، کیفیت آموزش
عدالت سازمانی بهعنوان عاملی مؤثر بر نگرشها و رفتارهای کارکنان، نقش مهمی در سلامت روان معلمان ایفا میکند. سلامت روان معلمان شامل جنبههای روانی، عاطفی و اجتماعی آنان است و تأثیر مستقیمی بر رضایت شغلی، انگیزش، کیفیت تدریس و اثربخشی مدارس دارد. پژوهشهای گذشته نشان دادهاند که ادراک منفی از عدالت سازمانی میتواند موجب افزایش استرس، خستگی شغلی و کاهش عملکرد حرفهای معلمان شود. هدف پژوهش حاضر تحلیل تأثیر عدالت سازمانی بر سلامت روان معلمان و شناسایی ابعاد مؤثر عدالت بر کاهش فشارهای روانی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بود و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد عدالت سازمانی در ابعاد توزیعی، رویهای و تعاملی و پرسشنامه سلامت روان معلمان در ابعاد روانی، عاطفی و اجتماعی بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری تجزیهوتحلیل گردید. یافتهها نشان داد که عدالت سازمانی تأثیر مثبت و معناداری بر سلامت روان معلمان دارد و مؤلفههایی مانند شفافیت تصمیمگیری، انصاف در تخصیص منابع و رعایت حقوق کارکنان بیشترین تأثیر را بر کاهش استرس و افزایش رفاه روانی دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ارتقای عدالت سازمانی میتواند موجب افزایش رضایت شغلی، تعهد حرفهای و کیفیت تدریس معلمان گردد و در نهایت به بهبود اثربخشی نظام آموزشی منجر شود.
واژگان کلیدی: عدالت سازمانی، سلامت روان، معلمان، مدارس، کیفیت آموزش
معلمان بهعنوان رهبران آموزشی نقش مهمی در شکلدهی و تقویت فرهنگ سازمانی مدارس ایفا میکنند. فرهنگ سازمانی شامل ارزشها، باورها، هنجارها و رفتارهای مشترک در مدرسه است و بر کیفیت یاددهی–یادگیری، همکاری معلمان و اثربخشی مدارس تأثیر مستقیم دارد. رهبران آموزشی، با ترویج شیوههای تدریس نوآورانه، ایجاد انگیزه، حمایت از همکاران و تقویت تعاملات حرفهای، میتوانند موجب توسعه فرهنگ سازمانی مثبت و پویا شوند. هدف پژوهش حاضر تحلیل نقش معلمان بهعنوان رهبران آموزشی در فرهنگ سازمانی مدارس و شناسایی مؤلفههای اثرگذار بر این نقش است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–همبستگی بوده و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس آموزش و پرورش بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه استاندارد رهبری آموزشی و پرسشنامه فرهنگ سازمانی مدارس در ابعاد ارزشها، هنجارها، تعاملات حرفهای و حمایت سازمانی بود. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط خبرگان تأیید و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرمافزارهای آماری تجزیهوتحلیل گردید. یافتهها نشان داد که معلمان بهعنوان رهبران آموزشی نقش معناداری در تقویت فرهنگ سازمانی مدارس دارند و مؤلفههایی مانند ترویج همکاری گروهی، انگیزش حرفهای، نوآوری در تدریس و حمایت از همکاران بیشترین تأثیر را در توسعه فرهنگ سازمانی مثبت دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که توانمندسازی معلمان در نقش رهبری آموزشی میتواند موجب افزایش تعامل حرفهای، ارتقای کیفیت یاددهی–یادگیری و بهبود عملکرد مدارس شود.
واژگان کلیدی: رهبری آموزشی، معلمان، فرهنگ سازمانی، مدارس، کیفیت یاددهی–یادگیری
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر سبکهای رهبری آموزشی بر اثربخشی مدارس دولتی است. با توجه به اهمیت رهبری آموزشی در ارتقای کیفیت آموزشی و بهبود عملکرد مدارس، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین سبکهای رهبری آموزشی و اثربخشی مدارس دولتی میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه مدیران و معلمان مدارس دولتی میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 200 مدیر و 400 معلم میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد سبکهای رهبری آموزشی و اثربخشی مدارس میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که سبکهای رهبری آموزشی، شامل رهبری تحولآفرین، رهبری خدمتگزار و رهبری مدیریتی، بر اثربخشی مدارس دولتی تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که سبک رهبری تحولآفرین بیشترین تأثیر را بر اثربخشی مدارس دولتی دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران مدارس دولتی باید به سبکهای رهبری آموزشی توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با استفاده از سبکهای رهبری مناسب، اثربخشی مدارس را ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای اثربخشی مدارس دولتی طراحی کنند.
هدف از این پژوهش بررسی نقش حمایت سازمانی ادراکشده در ارتقای تعهد سازمانی است. با توجه به اهمیت تعهد سازمانی در بهبود عملکرد و موفقیت سازمانها، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین حمایت سازمانی ادراکشده و تعهد سازمانی میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان سازمانهای دولتی میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 300 کارمند میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد حمایت سازمانی ادراکشده و تعهد سازمانی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که حمایت سازمانی ادراکشده، شامل حمایت مدیر، حمایت همکاران و حمایت سازمانی، بر تعهد سازمانی کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که حمایت مدیر بیشترین تأثیر را بر تعهد سازمانی کارکنان دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که سازمانها باید به حمایت سازمانی ادراکشده توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با ارائه حمایتهای لازم، تعهد سازمانی کارکنان را ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به مدیران و سیاستگذاران سازمانی کمک کند تا برنامههای توسعهای مناسب برای ارتقای تعهد سازمانی کارکنان طراحی کنند.
هدف از این پژوهش بررسی نقش حمایت سازمانی ادراکشده در ارتقای تعهد سازمانی است. با توجه به اهمیت تعهد سازمانی در بهبود عملکرد و موفقیت سازمانها، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین حمایت سازمانی ادراکشده و تعهد سازمانی میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان سازمانهای دولتی میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 300 کارمند میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد حمایت سازمانی ادراکشده و تعهد سازمانی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که حمایت سازمانی ادراکشده، شامل حمایت مدیر، حمایت همکاران و حمایت سازمانی، بر تعهد سازمانی کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که حمایت مدیر بیشترین تأثیر را بر تعهد سازمانی کارکنان دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که سازمانها باید به حمایت سازمانی ادراکشده توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با ارائه حمایتهای لازم، تعهد سازمانی کارکنان را ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به مدیران و سیاستگذاران سازمانی کمک کند تا برنامههای توسعهای مناسب برای ارتقای تعهد سازمانی کارکنان طراحی کنند.
هدف از این پژوهش بررسی نقش حمایت سازمانی ادراکشده در ارتقای تعهد سازمانی است. با توجه به اهمیت تعهد سازمانی در بهبود عملکرد و موفقیت سازمانها، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین حمایت سازمانی ادراکشده و تعهد سازمانی میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان سازمانهای دولتی میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 300 کارمند میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد حمایت سازمانی ادراکشده و تعهد سازمانی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که حمایت سازمانی ادراکشده، شامل حمایت مدیر، حمایت همکاران و حمایت سازمانی، بر تعهد سازمانی کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که حمایت مدیر بیشترین تأثیر را بر تعهد سازمانی کارکنان دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که سازمانها باید به حمایت سازمانی ادراکشده توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با ارائه حمایتهای لازم، تعهد سازمانی کارکنان را ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به مدیران و سیاستگذاران سازمانی کمک کند تا برنامههای توسعهای مناسب برای ارتقای تعهد سازمانی کارکنان طراحی کنند.
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین عدالت توزیعی و رویهای با تعهد سازمانی کارکنان آموزشی است. با توجه به اهمیت عدالت سازمانی در ارتقای تعهد و رضایت کارکنان، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین عدالت توزیعی و رویهای با تعهد سازمانی کارکنان آموزشی میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان آموزشی سازمانهای دولتی میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 250 کارمند آموزشی میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد عدالت توزیعی، رویهای و تعهد سازمانی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که عدالت توزیعی و رویهای با تعهد سازمانی کارکنان آموزشی رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که عدالت رویهای بیشترین تأثیر را بر تعهد سازمانی کارکنان آموزشی دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که سازمانها باید به عدالت توزیعی و رویهای توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با ارائه سیستمهای عادلانه و شفاف، تعهد سازمانی کارکنان را ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به مدیران و سیاستگذاران سازمانی کمک کند تا برنامههای توسعهای مناسب برای ارتقای تعهد سازمانی کارکنان طراحی کنند.
هدف از این پژوهش بررسی نقش ادراک عدالت سازمانی در کاهش فرسودگی شغلی معلمان است. با توجه به اهمیت عدالت سازمانی در ارتقای سلامت روان و کاهش فرسودگی شغلی، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین ادراک عدالت سازمانی و فرسودگی شغلی معلمان میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان مدارس دولتی میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 300 معلم میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد عدالت سازمانی و فرسودگی شغلی معلمان میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که ادراک عدالت سازمانی، شامل عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی، با فرسودگی شغلی معلمان رابطه منفی و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که عدالت توزیعی بیشترین تأثیر را بر کاهش فرسودگی شغلی معلمان دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران مدارس باید به عدالت سازمانی توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با ارائه سیستمهای عادلانه و شفاف، فرسودگی شغلی معلمان را کاهش دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای سلامت روان معلمان طراحی کنند.
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر رهبری مشارکتی بر انسجام گروهی در مدارس است. با توجه به اهمیت رهبری مشارکتی در ارتقای عملکرد و رضایت شغلی معلمان، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین رهبری مشارکتی و انسجام گروهی در مدارس میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان و مدیران مدارس دولتی میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 250 معلم و 50 مدیر میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد رهبری مشارکتی و انسجام گروهی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که رهبری مشارکتی، شامل مشارکت در تصمیمگیری، تفویض اختیار و ارتباطات باز، با انسجام گروهی در مدارس رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که مشارکت در تصمیمگیری بیشترین تأثیر را بر انسجام گروهی در مدارس دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران مدارس باید به رهبری مشارکتی توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با ایجاد فضایی مشارکتی و تفویض اختیار به معلمان، انسجام گروهی را در مدارس ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای رهبری مشارکتی در مدارس طراحی کنند.
واژگان کلیدی: رهبری مشارکتی، انسجام گروهی، مدارس، مشارکت در تصمیمگیری، تفویض اختیار، ارتباطات باز
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین عدالت سازمانی و اعتماد نهادی در مدارس است. با توجه به اهمیت عدالت سازمانی و اعتماد نهادی در ارتقای عملکرد و رضایت شغلی معلمان، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین عدالت سازمانی و اعتماد نهادی در مدارس میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان و مدیران مدارس دولتی میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 200 معلم و 50 مدیر میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد عدالت سازمانی و اعتماد نهادی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که عدالت سازمانی، شامل عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی، با اعتماد نهادی در مدارس رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که عدالت رویهای بیشترین تأثیر را بر اعتماد نهادی در مدارس دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران مدارس باید به عدالت سازمانی توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با ارائه سیستمهای عادلانه و شفاف، اعتماد نهادی را در میان معلمان و کارکنان ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای اعتماد نهادی در مدارس طراحی کنند.
هدف از این پژوهش بررسی اثر عدالت تعاملی مدیران بر رفتارهای شهروندی سازمانی معلمان است. با توجه به اهمیت عدالت تعاملی در ارتقای رفتارهای شهروندی سازمانی، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین عدالت تعاملی مدیران و رفتارهای شهروندی سازمانی معلمان میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان مدارس دولتی میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 300 معلم میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد عدالت تعاملی و رفتارهای شهروندی سازمانی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که عدالت تعاملی مدیران، شامل رفتارهای مودبانه، احترام به معلمان، و ارتباطات باز، با رفتارهای شهروندی سازمانی معلمان رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که رفتارهای مودبانه مدیران بیشترین تأثیر را بر رفتارهای شهروندی سازمانی معلمان دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران مدارس باید به عدالت تعاملی توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با رفتارهای مودبانه، احترام به معلمان و ارتباطات باز، رفتارهای شهروندی سازمانی معلمان را ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای عدالت تعاملی در مدارس طراحی کنند.
واژگان کلیدی: عدالت تعاملی، رفتارهای شهروندی سازمانی، معلمان، رفتارهای مودبانه، احترام به معلمان، ارتباطات باز
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین پویاییهای گروهی و عملکرد آموزشی مدارس است. با توجه به اهمیت پویاییهای گروهی در ارتقای عملکرد آموزشی، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین پویاییهای گروهی و عملکرد آموزشی مدارس میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان و مدیران مدارس دولتی میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 200 معلم و 50 مدیر میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد پویاییهای گروهی و عملکرد آموزشی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که پویاییهای گروهی، شامل انسجام گروهی، تعارض گروهی و رهبری گروهی، با عملکرد آموزشی مدارس رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که انسجام گروهی بیشترین تأثیر را بر عملکرد آموزشی مدارس دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران مدارس باید به پویاییهای گروهی توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با ایجاد فضایی هماهنگ و همکاریگرا، عملکرد آموزشی مدارس را ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای پویاییهای گروهی در مدارس طراحی کنند.
هدف از این پژوهش بررسی نقش فرهنگ کار گروهی در نوآوری آموزشی مدارس متوسطه است. با توجه به اهمیت فرهنگ کار گروهی در ارتقای نوآوری آموزشی، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین فرهنگ کار گروهی و نوآوری آموزشی در مدارس متوسطه میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان و مدیران مدارس متوسطه دولتی میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 250 معلم و 50 مدیر میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد فرهنگ کار گروهی و نوآوری آموزشی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که فرهنگ کار گروهی، شامل همکاری، ارتباطات باز، و تفویض اختیار، با نوآوری آموزشی در مدارس متوسطه رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که همکاری بین معلمان بیشترین تأثیر را بر نوآوری آموزشی در مدارس متوسطه دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران مدارس متوسطه باید به فرهنگ کار گروهی توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با ایجاد فضایی همکاریگرا و تفویض اختیار به معلمان، نوآوری آموزشی را در مدارس ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای فرهنگ کار گروهی در مدارس متوسطه طراحی کنند.
واژگان کلیدی: فرهنگ کار گروهی، نوآوری آموزشی، مدارس متوسطه، همکاری، ارتباطات باز، تفویض اختیار
هدف از این پژوهش، تحلیل موانع توسعه کار تیمی در سازمانهای آموزشی است. با توجه به اهمیت کار تیمی در ارتقای عملکرد سازمانی، این تحقیق به دنبال شناسایی موانع توسعه کار تیمی در سازمانهای آموزشی میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، کیفی-توصیفی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه مدیران و معلمان سازمانهای آموزشی شهر پارس آباد میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 30 مدیر و معلم میباشد که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبه نیمهساختاریافته میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که موانع توسعه کار تیمی در سازمانهای آموزشی شامل موانع ساختاری، فرهنگی، و فردی میباشد. موانع ساختاری شامل کمبود منابع، ضعف زیرساختها، و عدم وجود سیستمهای حمایتی میباشد. موانع فرهنگی شامل عدم وجود فرهنگ کار تیمی، مقاومت در برابر تغییر، و ضعف ارتباطات میباشد. موانع فردی شامل کمبود مهارتهای تیمی، ضعف اعتماد، و عدم وجود انگیزه میباشد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که سازمانهای آموزشی باید به موانع توسعه کار تیمی توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با رفع این موانع، کار تیمی را در سازمانهای خود توسعه دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای کار تیمی در سازمانهای آموزشی طراحی کنند.
هدف از این پژوهش بررسی رابطه تعهد سازمانی معلمان با عملکرد حرفهای آنان است. با توجه به اهمیت تعهد سازمانی در ارتقای عملکرد حرفهای، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین تعهد سازمانی و عملکرد حرفهای معلمان میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان مدارس دولتی شهر پارس آباد میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 200 معلم میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد تعهد سازمانی و عملکرد حرفهای میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که تعهد سازمانی معلمان با عملکرد حرفهای آنان رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که تعهد سازمانی معلمان بر عملکرد حرفهای آنان تأثیر مستقیم و غیرمستقیم دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران مدارس باید به تعهد سازمانی معلمان توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با ایجاد فضایی حمایتی و ارتقای شرایط کاری، تعهد سازمانی معلمان را افزایش دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای تعهد سازمانی و عملکرد حرفهای معلمان طراحی کنند.
واژگان کلیدی: تعهد سازمانی، عملکرد حرفهای، معلمان، مدارس دولتی
هدف از این پژوهش، بررسی نقش رهبری خدمتگزار در تعهد سازمانی کارکنان آموزشی شهر پارسآباد است. با توجه به اهمیت رهبری خدمتگزار در ارتقای تعهد سازمانی، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین رهبری خدمتگزار و تعهد سازمانی کارکنان آموزشی میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان آموزشی شهر پارسآباد میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 150 کارمند آموزشی میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد رهبری خدمتگزار و تعهد سازمانی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که رهبری خدمتگزار با تعهد سازمانی کارکنان آموزشی رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که ابعاد رهبری خدمتگزار، شامل خدمترسانی، همدلی، و توانمندسازی، تأثیر مستقیمی بر تعهد سازمانی کارکنان آموزشی دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران آموزشی باید به رهبری خدمتگزار توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با استفاده از این سبک رهبری، تعهد سازمانی کارکنان آموزشی را افزایش دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای رهبری خدمتگزار و تعهد سازمانی کارکنان آموزشی طراحی کنند.
هدف از این پژوهش، بررسی نقش رهبری خدمتگزار در تعهد سازمانی کارکنان آموزشی شهر پارسآباد است. با توجه به اهمیت رهبری خدمتگزار در ارتقای تعهد سازمانی، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین رهبری خدمتگزار و تعهد سازمانی کارکنان آموزشی میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان آموزشی شهر پارسآباد میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 150 کارمند آموزشی میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد رهبری خدمتگزار و تعهد سازمانی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که رهبری خدمتگزار با تعهد سازمانی کارکنان آموزشی رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که ابعاد رهبری خدمتگزار، شامل خدمترسانی، همدلی، و توانمندسازی، تأثیر مستقیمی بر تعهد سازمانی کارکنان آموزشی دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران آموزشی باید به رهبری خدمتگزار توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با استفاده از این سبک رهبری، تعهد سازمانی کارکنان آموزشی را افزایش دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای رهبری خدمتگزار و تعهد سازمانی کارکنان آموزشی طراحی کنند.
هدف از این پژوهش، بررسی نقش هوش هیجانی مدیران در تحقق عدالت سازمانی در مدارس شهر پارسآباد است. با توجه به اهمیت هوش هیجانی در ارتقای عدالت سازمانی، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین هوش هیجانی مدیران و عدالت سازمانی در مدارس میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه مدیران و کارکنان مدارس شهر پارسآباد میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 100 مدیر و 200 کارمند میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی و عدالت سازمانی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که هوش هیجانی مدیران با عدالت سازمانی در مدارس رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که ابعاد هوش هیجانی، شامل خودآگاهی، خودتنظیمی، انگیزش، همدلی و مهارتهای اجتماعی، تأثیر مستقیمی بر عدالت سازمانی در مدارس دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران مدارس باید به هوش هیجانی خود توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با استفاده از این مهارتها، عدالت سازمانی را در مدارس ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای هوش هیجانی مدیران و عدالت سازمانی در مدارس طراحی کنند.
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر معنویت در محیط کار بر تعهد سازمانی معلمان میباشد. با توجه به اهمیت معنویت در محیط کار در ارتقای تعهد سازمانی، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین معنویت در محیط کار و تعهد سازمانی معلمان است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان مدارس شهر پارسآباد میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 200 معلم میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد معنویت در محیط کار و تعهد سازمانی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که معنویت در محیط کار با تعهد سازمانی معلمان رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که ابعاد معنویت در محیط کار، شامل همدلی، بخشش، و ارتباط با خدا، تأثیر مستقیمی بر تعهد سازمانی معلمان دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران مدارس باید به معنویت در محیط کار توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با ایجاد محیطی معنوی، تعهد سازمانی معلمان را افزایش دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای معنویت در محیط کار و تعهد سازمانی معلمان طراحی کنند.
واژگان کلیدی: معنویت در محیط کار، تعهد سازمانی، معلمان، پارسآباد
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر رهبری توزیعی بر یادگیری سازمانی در مدارس میباشد. با توجه به اهمیت رهبری توزیعی در ارتقای یادگیری سازمانی، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین رهبری توزیعی و یادگیری سازمانی در مدارس است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه مدیران و معلمان مدارس شهر پارسآباد میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 150 مدیر و 300 معلم میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد رهبری توزیعی و یادگیری سازمانی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که رهبری توزیعی با یادگیری سازمانی در مدارس رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که ابعاد رهبری توزیعی، شامل تفویض اختیار، مشارکت، و حمایت، تأثیر مستقیمی بر یادگیری سازمانی در مدارس دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران مدارس باید به رهبری توزیعی توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با استفاده از این سبک رهبری، یادگیری سازمانی را در مدارس ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای رهبری توزیعی و یادگیری سازمانی در مدارس طراحی کنند.
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد گروهی معلمان در مدارس دولتی میباشد. با توجه به اهمیت مدیریت دانش در ارتقای عملکرد گروهی، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین مدیریت دانش و عملکرد گروهی معلمان است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان مدارس دولتی شهرستان اصلاندوز میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 200 معلم میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش و عملکرد گروهی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که مدیریت دانش با عملکرد گروهی معلمان رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که ابعاد مدیریت دانش، شامل خلق دانش، ذخیره دانش، اشتراک دانش و کاربرد دانش، تأثیر مستقیمی بر عملکرد گروهی معلمان دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران مدارس باید به مدیریت دانش توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با استفاده از این رویکرد، عملکرد گروهی معلمان را ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای مدیریت دانش و عملکرد گروهی معلمان طراحی کنند.
واژگان کلیدی: مدیریت دانش، عملکرد گروهی، معلمان، مدارس دولتی
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین مدیریت استرس مدیران و عدالت سازمانی در مدارس دولتی میباشد. با توجه به اهمیت مدیریت استرس و عدالت سازمانی در ارتقای عملکرد سازمانی، این تحقیق به دنبال شناسایی رابطه بین مدیریت استرس مدیران و عدالت سازمانی در مدارس است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه مدیران و معلمان مدارس دولتی شهر پارسآباد میباشد. نمونه آماری تحقیق نیز شامل 100 مدیر و 200 معلم میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد مدیریت استرس و عدالت سازمانی میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که مدیریت استرس مدیران با عدالت سازمانی در مدارس رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج تحقیق نشان میدهد که ابعاد مدیریت استرس، شامل کنترل استرس، کاهش استرس و مدیریت استرس، تأثیر مستقیمی بر عدالت سازمانی در مدارس دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که مدیران مدارس باید به مدیریت استرس توجه ویژهای داشته باشند و تلاش کنند تا با استفاده از این رویکرد، عدالت سازمانی را در مدارس ارتقا دهند. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کمک کند تا برنامههای آموزشی و توسعهای مناسب برای ارتقای مدیریت استرس و عدالت سازمانی در مدارس طراحی کنند.
واژگان کلیدی: مدیریت استرس، عدالت سازمانی، مدیران، مدارس دولتی