فرهنگ سازمانی به عنوان مجموعهای از باورها، ارزشها، رفتارها و هنجارهای مشترک در یک سازمان، نقش مهمی در شکلدهی رفتار اعضا و دستیابی به اهداف سازمانی دارد. این پژوهش توصیفی با هدف بررسی مؤلفههای ششگانه فرهنگ سازمانی و میزان همبستگی آنها در مدارس ابتدایی شهرستان پارس آباد انجام شد. جامعه آماری شامل معلمان مدارس ابتدایی بود که با استفاده از پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی کامرون و کوئین دادهها جمعآوری و تحلیل شدند. نتایج پایایی عوامل با آلفای کرونباخ بالاتر از 0.7 نشاندهنده قابلیت اطمینان مناسب پرسشنامه بود. تحلیل عاملی تاییدی نشان داد مدل ساختاری فرهنگ سازمانی بر دادهها برازش مناسبی دارد. همچنین، همبستگی قوی میان مؤلفهها، به ویژه بین تأکیدات استراتژیک و معیارهای موفقیت، اهمیت تداخلی آنها در تأمین اهداف سازمانی را نمایان کرد. یافتهها حاکی از آن است که فرهنگ سازمانی نقش مهمی در افزایش انسجام، رهبری، مدیریت کارکنان و موفقیت مدارس ایفا میکند. بر اساس نتایج، پیشنهاد میشود مدیران توجه ویژهای به تقویت مؤلفههای فرهنگ سازمانی، اجرای برنامههای آموزش مستمر، و ترویج فضای مشارکت در مدارس داشته باشند تا همسویی اهداف و ارتقاء کیفیت آموزش تضمین گردد.
واژگان کلیدی: فرهنگ سازمانی، مدارس ابتدایی، رهبری سازمانی، انسجام سازمانی، معیارهای موفقیت
این پژوهش با هدف بررسی پیشبینی شدت اضطراب دانشآموزان دوره دوم متوسطه بر اساس باورهای فراشناختی، نگرانی و کمالگرایی انجام شد. جامعه آماری شامل 10326 دانشآموز شهرستان پارسآباد مغان بود که نمونهای 370 نفره با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و تصادفی انتخاب گردید. دادهها از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری شد. برای آزمون فرضیهها، روش رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد که باورهای فراشناختی ناکارآمد، نگرانی مزمن و کمالگرایی ناسازگار، به صورت معناداری شدت اضطراب را پیشبینی میکنند و حدود 29.1% واریانس شدت اضطراب توسط این سه متغیر تبیین میشود. کمالگرایی با ضریب استاندارد شده 411/0 بالاترین سهم را در پیشبینی اضطراب داشت، پس از آن نگرانی 373/0 و باورهای فراشناختی295/0قرار گرفتند. مدل ارائه شده همسو با چارچوب نظری خودتنظیمی اجرایی و رویکرد شفقتدرمانی مبتنی بر خود است که بر نقش چرخههای شناختی-هیجانی در پایداری اضطراب تأکید دارد. یافتهها بر ضرورت طراحی مداخلات چندوجهی جهت اصلاح باورهای فراشناختی، مدیریت نگرانی و تعدیل کمالگرایی افراطی تأکید دارد تا سلامت روان دانشآموزان ارتقا یابد. همچنین پیشنهادهایی شامل آموزش مهارتهای کنترل نگرانی، برگزاری جلسات آموزشی برای والدین و اجرای نظام غربالگری دورهای ارائه شده است. این پژوهش اهمیت عوامل شناختی و هیجانی در بروز و تداوم اضطراب و کاربرد راهبردهای درمانی شناختی را در محیط آموزشی نشان میدهد.
واژگان کلیدی: اضطراب، باورهای فراشناختی، نگرانی، کمالگرایی، دانشآموزان دوره متوسطه
این پژوهش با هدف توسعه و اعتبارسنجی پرسشنامهای برای سنجش اثربخشی معلمان مدارس متوسطه از دیدگاه دانشآموزان انجام شد. با توجه به نقش کلیدی معلمان در بهبود یادگیری و محدودیتهای گزارشهای ارزیابی عملکرد سنتی، این مطالعه بر اساس استانداردهای حرفهای طراحی شد. پرسشنامه با مقیاس لیکرت پنجامتیازی شامل 29 گویه در پنج عامل (دانش موضوعی، برنامهریزی و راهبردهای آموزشی، ارزیابی، محیط یادگیری، و ارتباط مؤثر) تدوین شد. جامعه آماری شامل دانشآموزان متوسطه دوم شهرستان پارسآباد بود و 210 پرسشنامه از طریق نمونهگیری تصادفی ساده و بهصورت آنلاین جمعآوری شد. تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی نشان داد که 24 گویه با پنج عامل، 42.07 درصد واریانس اثربخشی معلم را توضیح میدهند. پایایی کلی پرسشنامه با آلفای کرونباخ 0.84 و پایایی عوامل بین 0.70 تا 0.76 تأیید شد. شاخصهای برازش مدل نشاندهنده برازش مناسب مدل بودند. همبستگی بین عوامل روابط متوسط بین ابعاد را نشان داد. یافتهها تأیید میکنند که برداشتهای دانشآموزان ابزاری معتبر برای ارزیابی اثربخشی معلمان است و میتواند جایگزین یا مکمل ارزیابیهای سنتی باشد. این مطالعه شکاف پژوهشی در استفاده از رتبهبندی دانشآموزان را پر کرده و ابزار معتبری برای ارزیابی معلمان ارائه میدهد.
تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی است و از حیث روش توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان مدارس ابتدایی استان اردبیل میباشد . برای تعیین حجم نمونه نیز از فرمول کوکران استفاده شده است که حجم نمونه طبق فرمول کوکران 385 نفر ميباشد. روش نمونهگیری نیز در این تحقیق تصادفی ساده بود. گردآوري اطلاعات مورد نياز تحقیق به وسیله پرسشنامه استاندارد سرمایه اجتماعی گوشال و ناهاپیت (1998) و پرسشنامه خودآگاهی هیجانی گرنت و همکاران (2002) انجام شده است. برای آزمون پایایی پرسشنامه از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تعیین نرمال بودن توزیع داده از آزمون کولموگروف - اسمیرنوف استفاده شده و برای تجزیه و تحلیل فرضیه های تحقیق از ضریب همبستگی پیرسون و اهمیت نسبی (R2) استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که مولفههای سرمایه اجتماعی 60 درصد خودآگاهی هیجانی را تشریح میکند که سرمایه رابطه ای دارای بیشترین وزن نسبی و سرمایه شناختی دارای کمترین وزن نسبی میباشد. سرمایه شناختی 26.656%، سرمایه رابطهای 37.134% و سرمایه ساختاری 36.21% سهم وزنی را در تاثیر بر خودآگاهی هیجانی به خود اختصاص داده است. بنابر این فرضیه تحقیق مبنی بر یکسان نبودن وزن نسبی ابعاد سرمایه اجتماعی در تاثیر بر خودآگاهی هیجانی مورد تایید واقع گردید.
واژگان کلیدی: سرمایه اجتماعی ، خودآگاهی هیجانی، معلمان
این پژوهش به بررسی تأثیر رهبری اخلاقی مدیران مدارس بر رفتارهای منافی با منافع سازمانی در میان معلمان مدارس دولتی استان اردبیل میپردازد. رفتارهای منافی با منافع کارکنان به عنوان فعالیتهای غیرمولد و داوطلبانه تعریف میشود که هنجارهای سازمانی را نقض کرده و سلامت سازمان و اعضای آن را تهدید میکند. رهبری اخلاقی نیز به عنوان نمایش رفتار عادلانه متناسب از طریق اقدامات شخصی و روابط بینفردی تعریف میشود. این مطالعه از نوع کاربردی و توصیفیپیمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس دولتی استان اردبیل در سال تحصیلی 1404-1405 (حدود 7200 نفر) بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برای جامعه محدود، 364 نفر تعیین شد و به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب انتخاب گردید.
دادهها از طریق دو پرسشنامه استاندارد گردآوری شد: پرسشنامه رهبری اخلاقی براون و همکاران (10 گویه) و پرسشنامه رفتارهای منافی با منافع سازمانی بنت و رابینسون (19 گویه) در مقیاس لیکرت پنجدرجهای. ضریب آلفای کرونباخ برای پایایی ابزارها به ترتیب 0/91 و 0/89 بود که بیانگر پایایی مطلوب است.
نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که رهبری اخلاقی تأثیر منفی و معناداری بر رفتارهای منافی با منافع دارد . به عبارت دیگر، هرچه سطح رهبری اخلاقی مدیران بالاتر باشد، احتمال بروز رفتارهای ضدسازمانی (غیبت، بیتوجهی به وظایف، تأخیر و رفتارهای ناسازگار) کاهش مییابد. مدل توانسته است حدود 23 درصد از واریانس رفتار منافی با منافع را تبیین کند .
این یافتهها تأکیدکننده نقش حیاتی رهبری اخلاقی در کنترل و بهبود رفتارهای سازمانی است. مدیران اخلاقمدار با رعایت انصاف و شفافیت، فرهنگی را ایجاد میکنند که در آن رفتارهای ناسازگار با اهداف مدرسه نامطلوب تلقی میشود و عدالت ادراکشده افزایش مییابد.
هدف پژوهش حاضر مطالعه و مقایسه فرهنگ سازمانی معلمان در استانهای اردبیل و گیلان است. این پژوهش با بهرهگیری از چارچوب نظری شاین (2010)، هافستد (1991)، و مدل ارزشهای رقابتی کامرون و کوئین (2011) شکل گرفته و با رویکرد توصیفی-مقایسهای انجام شده است. جامعه آماری را معلمان شاغل در مدارس دولتی متوسطه در این دو استان تشکیل میدهند. دادهها از طریق پرسشنامه فرهنگ سازمانی OCAIگردآوری گردید و حجم نمونه با توجه به جدول مورگان 384 نفر معلم از هر استان انتخاب گردید. تحلیل دادهها با آزمونهای توصیفی و آزمون تی مستقل برای مقایسه میانگینها انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد که میانگین امتیاز ابعاد فرهنگ سازمانی (همکاری، نوآوری، رقابتی و سلسلهمراتبی) در بین معلمان دو استان دارای تفاوت معنادار است. بهویژه فرهنگ همکاری و رقابتی در استان گیلان نسبت به اردبیل از میانگین بالاتری برخوردار بودند، در حالی که فرهنگ سلسلهمراتبی در اردبیل غالبتر بود. نتایج همچنین نقش عوامل حرفهای و اجتماعی را در شکلگیری فرهنگ سازمانی معلمان برجسته میکند و تفاوتهای منطقهای ناشی از ویژگیهای بومی و مدیریتی را تأیید مینماید. بر این اساس، پیشنهاد میشود سیاستگذاران آموزشی با توجه به تفاوتهای فرهنگی موجود، برنامههایی جهت ارتقای ابعاد مثبت فرهنگ سازمانی تدوین نمایند.
واژگان کلیدی: فرهنگ سازمانی، معلمان، مدل ارزشهای رقابتی، استان اردبیل، استان گیلان